تبليغاتX
جلوه ی ذات
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم‌پرست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:2  توسط امین  | 

یا عالما بحالی!

علیک اتکالی.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 14:14  توسط امین 

سينـه مالامـال دردست اي دريغا مرهمي
دل ز تنهـايي به جان آمد خـدا را همدمي


چشم آسـايش كـه دارد از سپهـر تيز رو
ساقيـا جـامي به مـن ده تا بيـاسايم دمي


زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت
صعب روزي، بوالعجب كاري، پريشان عالمي

 

گريه حافـظ چه سنجد پيش استغناي عشق..

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 21:27  توسط امین  | 

سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی

أرنی نگفته گفتی دو هزار لن ترانی

 

__________

* علامه طباطبایی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 10:56  توسط امین  | 

آستین بر جهان برافشانم

گر به دامان دوست دسترسی ست.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 11:6  توسط امین  | 

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 15:18  توسط امین  | 

صبح بهار یاد تو در خاطرم گذشت

چندان گریستم که تهی گشت جای ابر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 12:36  توسط امین  | 

اندوه سبزه های پریشان به من بگو..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 10:37  توسط امین  |